نوروکوچینگ چیست ؟ - قسمت دوم

(5)
کوچینگ رستم حامدی - نوروکوچینگ چیست بخش دوم

 در بخش اول مقاله معرفی نوروکوچینگ سعی شد تا برداشت جدید از انسان یعنی انسان مغزمحور بیشتر تبیین گردد ، برداشتی که مغز را عهده دار احساسات ، افکار و رفتار و در نهایت خلق و خوی انسان می دانست. در واقع این شیمی مغز است که به واسطه تغییر در نوروترانسمیترها یا همان انتقال دهندگان عصبی و هورمون ها سبب تغییر در افکار و احساس و رفتار انسان می گردد. در این بخش سعی خواهیم کرد آثار رفتاری قابل پیش بینی از هورمون های دیگری را تبیین کنیم تا یک کوچ با آگاهی نسبی از کارکرد هر هورمون یا انتقال دهنده عصبی بر کلام و زبان بدن خود مدیریت اثربخش تری در جلسه کوچینگ داشته باشد و محیط جلسه ای مغزدوست فراهم آورد . این نوع محیط سبب فعال سازی کورتکس یا مغز منطقی و شناختی کوچی یا همان مراجع می گردد که با ایجاد خودآگاهی در مراجع بسیار محتملتر و همچنین تبیین اهداف و تدوین راهکار نیل به اهداف توسط مراجع می تواند بسیار با کیفیت تر اتفاق افتد.

یکی از مهمترین و کلیدی ترین هورمون های یک جلسه کوچینگ هورمون اکسی توسین است. یک جلسه کوچینگ بر اعتماد بنیان گذاری می شود.اکسی توسین درمغز ما مسئولیت ایجاد اعتماد است. هنگامی که مراجع یک سیگنال ملموس وهدفمند اعتمادرا از کوچ خود دریافت می‌کند مغز وی ، زیست مولکولی به نام اکسی توسین آزاد می کند که سبب کاهش اضطراب و نگرانی در ارتباط وی با کوچ گردد . آزادسازی اکسی توسین در مغز یک فرد نقش کلیدی در ایجاد صمیمیت و اعتماد و روابط سالم و بهبود تعاملات اجتماعی دارد، زیرا اکسی توسین هورمون مسئول رفتارهای اجتماعی انسان است. افرادی که اکسی توسین مناسبی در مغزشان آزاد می شود می توانند همدردی و همدلی مناسبی داشته باشند. در مغز همدردی و همدلی مدارات عصبی متفاوتی را فعال می کنند به طور مثال همدردی سبب فعالیت عصبی در سیستم لیمبیک یا مغز هیجانی می گردد و میزان هیجانات و احساسات در فرد یا دو طرف بیشتر می شود یعنی با همدردی کوچ با کوچی در واقع بار و وزن درد در مراجع تشدید می گردد اما در همدلی این مدارات عصبی کورتکس بالاخص لوب پیشانی است که فعال می شوند و دقیقا آن منطقه ای از مغز است که احتمال خلق راهکارهای منطقی و شناختی را در مراجع بیشتر می کند . اکسی توسین دلبستگی و احساسات صمیمی می‌آفریند و حالات تدافعی و ارتباط گریزی در مراجع را کاهش می‌دهد. از اکسی توسین بنام تسهیلگر تعهد هم نام می‌برند لذا می‌تواند مسئولیت پذیری مراجع در قبال تعهداتش را فراهم آورد.

از هورمونهای دیگر اثرگذار بر کیفیت یک جلسه کوچینگ می توان به آندورفین اشاره کرد که هورمون آرامش و آسودگی در یک فرد تلقی می گردد. آزاد شدن اندورفین به تفکر خلاق در مراجع کمک و نگرانی را در وی کم می‌کند لذا لحظاتی سرور و خوشبختی خواهد داشت . در یک پژوهش مشخص شد در بدن افرادی که مسایل را خیلی خوب حل کردند و سطح یادگیری شان‌ بالا بود، مقدار آندورفین بیشتر بود. کارکرد آندورفین این است که علایمی را به مغز مخابره می‌کند که دلالت بر حالات خوشایند دارد به مغز مراجع گزارش می‌دهند که شرایط به حالت عادی برگشته و مسئله اش در حال حل شدن است تا احساس آسایش و امنیت به مراجع برگردد. خنده و شادی یکی از آسانترین روش‌ها برای تحریک ترشح آندورفین است. حتی پیش‌بینی و احتمال نشاط و خنده در یک جلسه کوچینگ نیز می تواند میزان آندروفین را در کوچ و کوچی افزایش ‌دهد لذا یک کوچ باید بتواند در طول یک جلسه کوچینگ از ظرفیت شوخ‌طبعی‌اش بهره بگیرد، در طول جلسه پیام های تبریک و شاد به مراجعش ارسال کنید و بهانه‌های مختلف جهت خندیدن را فراهم آورد.

از هورمونهایی که آزادسازی زیاد آن می تواند کیفیت یک جلسه کوچینگ را پایین آورد و مغز شناختی و منطقی مراجع و یا حتی کوچ را به قفل شدن و خاموشی سوق دهد هورمون کورتیزول است، البته مقدار کمی کورتیزول در افزایش سطح هوشیاری و گوش به زنگی مستمر درمراجع موثر است. کورتیزول و اپی نفرین یا آدرنالین هر دو هورمون استرس تلقی می شوند اما کورتیزول نظام مندتر و فراگیرتر از آدرنالین بر مغز مراجع کار می کند وقتی تولید کورتیزول زیاد و به مدتی طولانی است گیرنده های هیپوکامپ یعنی حافظه تعطیل می شوند آنگاه هیپوکامپ تحلیل و حافظه مراجع شروع به تضعیف و قفل شدن در جلسه کوچینگ می کند. متأسفانه آمیگدال که مسئولیت رفتارهای تکانشی و بدون تامل است فعال تر می گردد . علائم همراه با کورتیزول بالا که سندرم کوشینگ نامیده می شود تحریک پذیری، افسردگی و اضطراب غیرنرمال است. کورتیزول بیش از حد می‌تواند باعث شود تا مراجع یا کوچی احساس گیجی بکند و توانایی‌اش برای تمیز مهم از غیرمهم کم شود زیرا کورتیزول زیادی مانع بروز مهارت های فکری می‌شود.

از هورمون های دیگری که بر کیفیت رابطه و تفکر در یک جلسه کوچینگ بر مراجع تاثیر می گذارد هورمون آدرنالین یا اپی نفرین است. وقتی یک مراجع در مقابل تهدیدی قرار می گیرد، اضطرابش زیاد شده، سیستم اعصاب سمپاتیک وی تحریک شده و دستور ترشح هورمون آدرنالین یا اپی نفرین را به غده فوق کلیوی که مسئول ترشح هورمون های استرس مثل کورتیزول، آدرنالین و نورآدرنالین است،صادر می نماید. ترشح آدرنالین باعث افزایش ضربان قلب، فشار خون و سطح هوشیاری و گوش به زنگی می گردد. این مرحله، مرحله هشدار یا اعلام خطر استرس نامیده می شود. مرحله دوم تطابق مرحله ای است که هورمون کورتیزول ترشح می گردد.در تفاوت آدرنالین با کورتیزول باید گفت که آدرنالین هورمونی است که ضربان قلب و فشار خون را افزایش می‌دهد و کورتیزول هورمونی است که باعث می‌شود گلوکز برای ایجاد سریع انرژی در جریان خون ترشح شود. در یک مطالعه سطوح کورتيزول و اپي نفرين یا آدرنالین که هورمون هاي غم و اندوه هم نامیده می شوند درشرکت کنندگاني که فيلم خنده دار تماشا کرده بودند، کاهش يافته بود امادر افرادي که فيلم غمگين و ناراحت کننده ديده بودند کاهش نیافته بود پس همدردی در یک جلسه کوچینگ می تواند تشدیدکننده اپی نفرین و کورتیزول در مراجع باشد سعی کنیم در جلسات کوچینگ با الهام از روانشناسی مثبت گرا از اصطلاحاتی با بار روانی مثبت بیشتر استفاده شود .مثلاً اگر مراجع اشاره می کند که فردی اهمال کار یا بی مسئولیت است کوچ در بازخور دادن این اصطلاحات آیینه وار تکرار نکند تا مدارعصبی واِژه تقویت نشود مثلا به جای بازخورد اصطلاح اهمال کاری اشاره کند که من دارم از شما می شنوم که برخی از کارها را با تاخیر انجام می دهید. هورمون آدرنالین ، هورمون آشفتگی ذهنی درمراجع است که هنگام شنیدن سخنان خاصی یا تجسم ذهنی موقعیت خاصی در مراجع ترشح می شود و استرس و اضطراب را ایجاد می کند.

از هورمون های کلیدی دیگری که کاملاً بر کیفیت خودآگاهی مراجع و بعد از آن بر کیفیت اهداف مورد خواست و راهکارهای احصایی وی تاثیرگذار است هورمون تستوسترون است. از این هورمون به نام هورمون مردانه یا هومون جنسی هم نام می برند اما کارکردهای جدیدش ثابت کرده که در زنان نیز وجود دارد و آثار احساسی و افکاری و رفتاری خاصی و متنوعی دارد . مثلاً ثابت شده است که تحمل بالای ریسک در یک فرد با میزان زیاد تستوسترون در وی رابطه ای مثبت دارد، لذا افرادی که ریسک زیادی می کنند مسئولیت می پذیرند مثل رهبران سازمانی یا ریسک سرمایه گذاری و تجاری سازی مثل کارآفرینان معمولا دارای سطح تستوسترون بالاتری نسبت به سایرین هستند

هورمون تستوسترون کاملا با سیستم لیمبیک یا همان مغز هیجانی ارتباط مستقیم دارد ، بالاخص با بخش آمیگدال مغز رابطه تنگاتنگی دارد و افزایش تستوسترون سبب افزایش فعالیت آمیگدال و در نهایت رفتارهای تکانشی، یکباره وآنی و بدون تامل در مراجع بیشتر محتمل می گردد. تستوسترون با دورنگری تقریباً رابطه معکوسی دارد و حال نگری و اکنون را بیشتر در نظر می گیرد.همانطور که اشاره شد تستوسترون معمولا با آمیگدال مغز در ارتباط متقابل است. فعالیت های آمیگدال،واکنش های تدافعی و ناگهانی را نسبت به تهدیدات موقعیتی فعال کرده و احساس اطمینان ذهنی را در فرد مراجع از بین می برد و می‌تواند فرد را دچار عصبانیت و روحیه تهاجمی و یا بداخلاقی کند . افزایش هورمون تستوسترون ترس از تنبیه را کاهش می‌دهد در حالی که حساسیت و حریصی نسبت به دریافت پاداش را بالا می‌بردو به عنوان یک عامل پیش بینی کننده رفتارهای پرخطر، پرریسک، ضداجتماعی و با همدلی پایین هم از آن تعبیر می کنند .

شما این فرصت را دارید با تکمیل فرم زیر ،از یک جلسه کوچینگ رایگان مجموعه رستم حامدی استفاده کنید
لطفا موارد مورد نیاز را کامل کنید
مربیان کوچینگ
رستم حامدی
پاسخگوی شما هستند
  • نویسنده
    کیومرث احمدی
  • تاریخ انتشار
    شنبه, 01 تیر 1398
  • زمان مطالعه
    7 دقیقه

دوره آموزشی

چگونه قله ها را فتح کنیم

خبرنامه

با عضویت در خبرنامه ، هر هفته یک ایمیل مفید در زمینه کوچینگ دریافت کنید

دیدگاه (0)

هنوز هیچ دیدگاهی ارسال نشده است.

ارسال دیدگاه

  1. ارسال دیدگاه به عنوان مهمان ثبت نام یا ورورد به ناحیه کاربری.
پیوست ها (0 / 3)
اشتراک موقعیت شما